هدیه ای از یه دوست

سفرم به عمق چشم‌هات هجرت غریب و عاشقانه بود

سفر غریبی داشتم توی اون چشم سیاهت

سفری که برنگشتم گم شدم توی نگاهت

یه دل ساده ساده کوله‌بار سفرم بود

چشم تو مثل یه سایه همه جا همسفرم بود

من همون لحظه اول آخر راه رو می‌دیدم

طپش عشق رو تو رگهام عاشقونه می‌شنیدم

وای اگر همسفر بعد از این در سفر بی تو من تنها باشم

/ 0 نظر / 6 بازدید