گلايه..

گله ميكرد ز مجنون ليلي

 كه شده رابطه مان ايميلي

حيف از آن رابطه  انساني

 كه چنين شد كه خودت ميداني

عشق وقتي بشود داتكامي 

 حاصلش نيست به جز ناكامي

نازنين خورده مگر گرگ تو را 

 برده يا داتنت و داتارگ تو را

بهرت ايميل زدم پيشترك 

 جاي سابجكت نوشتم: به درك

به درك گر دل من غمگين است

 به درك گر غم سنگين است

به درك رابطه گر خورده ترك 

 قطع آن هم به جهنم به درك

آنقدر دلخورم از اين ايميلم 

 كه به اين رابطه هم بيميلم

مرگ ليلي نت و مت را ول كن 

 همه را جاي OK كنسل كن

OFF كن كامپيوتر را جانم 

 يار من باش و ببين من ON ام

اگرت حرفي و پيغامي هست 

 روي كاغذ بنويس با دست

نامه يك حالت ديگر دارد 

 خط تو لطف مكرر دارد

خسته از Font و ز Format شده ام 

 دلخور از گردالي @ (ات) شده ام

كرد ريپلاي به ليلي مجنون 

 كه دلم هست از اين سابجكت خون

باشه فردا تلفن خواهم كرد 

 هر چه گفتي كه بكن خواهم كرد

زودتر پيش تو خواهم آمد 

 هي مرتب به تو سر خواهم زد

راست گفتي تو عزيزم ليلي 

 ديگر از من نرسد ايميلي

نامه هاي پست نمودم بهرت 

 به اميدي كه سرآيد قهرت...

/ 1 نظر / 3 بازدید
مانی

لطف کنید وقتی شعر مال خودتان نیست نام سراینده را بنویسید والا میشود سرقت شعر اگر نام شاعر را نمیدانید و به شما بگویم؟