دلکش

 می گذرم

( با صدای بانوی آواز ایران بانو دلکش)

c78acb6a0869c80b4ee9100cd533a6f8.jpg

می گذرم ، می گذرم
ز برای تو از جان می گذرم ،
 ز دیار تو گریان می گذرم
اشک آهم ، زاد راهم
می روم و دست دعا ،
 بر آسمان دارم
دور از یاران افتان و خیزان ،
 می روم و دام بلا به پای جان دارم
من و سوزِ عشق و خانه به دوشی ،
من و شام هجر و کنج خموشی
رهِ بی پایانی دارم من ،
سر بی سامانی دارم من
رهِ بی پایانی دارم من ،
سر بی سامانی دارم من

من از شهر تو چون نالان می گذرم ،
 تنها سایه ی من باشد همسفرم
این عشق تو مرا ،
 بنگر تا کجا کشانده
دست از دلم بردار ،
 که دگر طاقتم نمانده
دل سنگت کجا درد مرا می داند ،
 غم و رنج مرا تنها خدا می داند
خدا می داند
دل سنگت کجا درد مرا می داند ،
 غم و رنج مرا تنها خدا می داند
خدا می داند

عصمت باقرپور با نام هنری "دلکش" در سال ۱۳۰۴ در بابل زاده شد هنوز نوجوان بود که نزد خواهرش به تهران آمد و در مدرسه ای که درس می خواند، توجه آموزگار موسيقی" ظهيرالدينی" را به سوی خود جلب کرد که صدای او را پر رنگ و شايستهء پرورش تشخيص داده بود.


  ظهيرالدينی او را به دفتر روح الله خالقی در انجمن موسيقی ملی برد و خالقی او را به دست عبدالعلی وزيری خواننده معروف آن زمان سپرد که فوت و فن آوازخوانی را به او بياموزد.
دوسه سالی بعد پس از آموختن آنچه بايد، دلکش در سال ۱۳۲۲فعاليت آوازخوانی خود را آغاز کرد و در سال ۱۳۲۴ به عنوان آوازخوان به استخدام راديو ايران در آمد که تازه پنج سالی از بنيادش گذشته بود.



در آن سالها، موسيقی سنتی که بر اثر تکرار و تقليد، جاذبه خود را از دست داده بود، نياز بسيار به نوآوری داشت. انديشه و احساس نو، آهنگ نو صدای تازه می طلبيد تا از رکود پيش آمده به در آيد. نياز به صدای گرم و رسای زنانه به ويژه برجسته می نمود. قمر الملوک وزيری رفته رفته از توان خواندن افتاده بود و ملوک ضرابی نيز ديگر جاذبه پيشينش را نداشت.
از سوی ديگر آهنگسازان نسل جوانتر که قصد نو آوری در موسيقی سنتی داشتند،، به صداهای تازه ای نياز داشتند که با نو آوری های آنها سر سازگاری داشته باشد. دلکش يکی از بهترين اين صداها بود که از بخت خوش به همکاری دائمی با مهدی خالدی، آهنگساز نو آور و از شاگردان ابوالحست صبا پرداخت.

و در شهریور۱۳۸۳ در سن ۷۹ در یکی از بیمارستانهای تهران به مرگ طبیعی از دنیا رفت

 زندگینامه دلکش

/ 0 نظر / 72 بازدید